|
عشق - صداقت - وفاداري
|

نظرات وپیشنهادات وکپی مطلب ها و عکسها واز همه
مهمتردوستی و درد دل کردن با نویسنده
(آرش)باشماره زیر تماس حاصل فرمایئد


















من هيچ نمي خواهم... تنها صدايت را مي خواهم
تا موسيقي سکوت لحظه هايم باشد نگاهت را مي خواهم تا
روشني چشمهاي خسته ام باشد وجودت را مي خواهم تا گرماي
قنديل آغوشم باشد خيالت را مي خواهم تا خاطره لحظه هاي
فراموشم باشد دستها يت را مي خواهم تا نوازشگر بي کسي
اشکهايم باشد و تنها خنده هايت را مي خواهم تا مرحم کهنه
زخمهاي زندگي ام باشد آري تنها تو را مي خواهم
غربت ديرنه ام را با تو قسمت مي کنم تا ابد با درد و رنج خويش خلوت
مي کنم رفتي و با رفتنت کاخ دلم ويرانه شد من در اين ويرانه ها
احساس غربت مي کنم
( از سخنان گهر بار آرش)
اگرسردرگمی به این دلیل است که خودت را روی موج سردر گمی تنظیم کرده ای.
وقتی از صمیم قلب بدانی که زندگی ات مأموریتی بزرگ و قهرمانانه در بر دارد،
با خودت به عنوان موجودی معنوی یکی می شوی.
· هدف چیزی نیست که تو بخواهی به آن برسی. هدف به تو می رسد. و فقط زمانی تو می یابد که تو آمادگی داشته باشی، نه قبل از آن.
اگه بگم که قول میدم تا همیشه باهات باشم
اگه بگم که حاضرم فدای اون چشمات بشم
اگه بگم که تو آسمون عشق من فقط تویی
اگه بگم قلبم و نذر نگاهت می کنم
اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم
اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی
اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی
میشی برام خاطره ی قشنگ وصال؟
میشی برام باغبون میوه های تشنه و کال؟
میشی برام ماه شبای بی سحر؟
میشی برام ستاره ی راه سفر؟
ولی بدون هر جا باشی یا نباشی مال منی
بدون اگه برای من هم نباشی عشق منی
برای سعادتت شبا شعرامو من داد میزنم
برای خوشبختی تو خدا رو فریاد میزنم

خسته شدم ار این تنهایی
تو کجایی که من و در یابی
توی جمعی هستم ولی!!!
هیچ کس نداره به من نگاهی
تشنه ام کسی نیست به من بده آبی
تنهام ولی نیست هیچ یاری
تنها تو ای که با من مانده ای
پس بگو که دوستم داری
فرا رسيدن تولدم كه همانا اول مهر می باشد بر
عموم هموطنان عزیزم مبارک باد امیدوارم سال
خوبي داشته باشم من نمی دانم چرا از
خوشحالي در پوستم نمی گنجم
اما سعی خودم می کنم که بگنجم دارم پابه
شمع تولدم قطره قطره آب می شوم ماه مهر را تا
ابد شرمنده ای خودم کردم چقدر مهربانم من ثابت
کردم که با یک گل هم گاهی بهار میشه بزرگ
شدم منت سر تقویمها گذاشتم من تمام شکوفه
هایی که پیش از تولدم روییدند تنبیه میکنم ااصلاخیلی ساده تولدم مبارک

![]()
![]()
![]()
عشق طرح ساده لبخند ماست معني لبخند ما پيوند ماست
عشق را با دستهاي مهربان هركه قسمت ميكند مانندماست
عشق يعني اين كه ما باوركنيم يك دل ديگر ارادتمند ماست
دوستي همسايه ي نزديكمان مهرباني نيز خويشاوند ماست
دست خوبت رابه دست من بده دستهاي ما پل پيوند ماست
شرح مبسوط زيان و سود عشق چشم غمگين ودل خرسندماست



تنها کسی که در زندگی مرا شاد می کند کسی است 










تا شقایق هست
زندگی باید کرد


















گر شقایق مرد زندگی هم باز باید کرد
گر لاله و مریم آیند زندگی از نو شود
گر بمردند این دو باز عاشق میشوی






به نظر شما
نظر چه تاثیری در روحیه نویسنده دارد ؟؟؟؟؟
در اتاقی که به اندازه يک تنهائيست
دل من
که به اندازه ی يک عشق است
به بهانه های ساده ی خوشبختی خود می نگرد
به زوال زيبای گل ها در گلدان
به نهالی که تو در باغچه ی خانه مان کاشته ای
و به آواز قناری ها
که به اندازه يک پنجره می خوانند

شبنم چشمان
تو را مي خوانم اي مشّاطه ي گلها
تو را مي بويم اي روشن تر از دريا
در زلال روي تو نوريست زيبا
از درون چشم تو هر چيز زيبا
تويي آن قطره ي ناياب ابرهاي باران زا
تويي آن الفت شيرين ميان دستهاي شاپرکها
تويي آن يار در چشمان اين شيدا
تويي آن همدم ِ شبهاي بي تکرار
بمان با من در اين شبهاي بي رويا
که چشمانم تو را خواهد در اين غوغاي بي معنا
مـــــن عــــــشـق را يـــــاد نـــــگرفتــــــم کـــه فــــرامــــوشش کنــــم
اگــــرچــــه شــــايد بــــاد بــــرگهــــايـــم را تـــــکان دهــــد
ولي ريشــــه ام در خــــاک محکــــم و ايسـتاســــت
مــــن عــــشق را از درخــــت آمــــوختــــه ام
My love for you is deep and true no matter
what you do,i will always be there for you
no matter where you go, i will always be there
beside you till the day i die, my love will always
stay true to you
عشق من به تو ژرف و واقعی است و هر چه بکنی اهمیتی ندارد
همیشه پشتیبان تو خواهم بود هر کجا بروی اهمیت ندارد
همیشه در کنار تو خواهم بود تا واپسین روز زندگانی ام
صادقانه به تو عشق خواهم ورزید.........Gule man
اي دل تو خريداري نداري
افسون شدي و ياري نداري
اي دل تو خريداري نداري
افسون شدي و ياري نداري
نفرين به تو اي دل دل غافل
توكه گرمي بازاري نداري
....................
تو كه از
عاشقي خيري نديدييه عمري در پي
عشقي دويدينديدي نديدي يه روز خوش نديدي
به حرفم رسيدي به
عشقت نرسيدينفرين به تو اي دل دل غافل
توكه گرمي بازاري نداري
....................
تو كه از
عاشقي خيري نديدييه عمري در پي
عشقي دويدينديدي نديدي يه روز خوش نديدي
به حرفم رسيدي به
عشقت نرسيدي
کاش مي دونستي چقدر دلم بهانه تو را ميگيره هر روز
کاش مي دونستي چقدر دلم هواي با تو بودن را کرده
کاش مي دونستي چقدر دلم از اين روزهاي سرد
بي تو بودن گرفته
کاش مي دانستي چقدر دلم براي ضرب آهنگ قدمهايت
گرمي نفسهايت، مهرباني صدايت تنگ شده
کاش مي دانستي چقدر دلواپس توام
کاش مي دانستي چقدر تنهام ، چقدر خسته ام
و چقدر به حضور سبزت محتاجم
و همیشه از خودم می پرسم
این همه که من به تو فکر کنم
تو هم به من فکر می کنی؟
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدا
رمدوستتدارمدوستتدارمدوس
تتدارم
دوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم

عشق یعنی تو باغ اون چشمهای سیات
دل رو تا چشمه سار مهربونی بردن
قاصدک آرزوهای من تویی تو
عشق پر از مهر و وفای من تویی تو
بیا تا با هم دیگه زندگی رو اغاز کنیم
دو تا کبوتر بشیم و رو ابرها پرواز کنیم
عشق تو توی قلبمه
اسم تو روی لبهام
خاطره ای بهتر از این
تو دنیا من نمیخواهم!
بگو نه تو بگو گریه هایم ندای چیست قطره های چشمم غم را بر گونه هایم به تصویر کشیده 
از قلبت فاصله می گيرم
چرا که می ترسم صدای پايم شيشه نازک آنرا بشکند
از وجودت فاصله می گيرم
چرا که وحشت دارم حضور سردم تارهای نازک غرورت را بدرد
از چشمانت نگاه بر می گيرم
چرا که واهمه دارم اشک راه چشمانت را به خاطر بسپارد
تو مي روی و من می مانم تنهای تنها
با قلبی شکسته و غروری جريحه دار شده
باران می بارد ومن نيز……
عشق چيست?
به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

عاقبت عشق بازي


هست شب
که در او هر دم بیم فرو ریختن است
و در دل من نیز چون شب بیمی ست
بیم ماندن و در شب مردن
و در میان جوکیان خرد شدن
همچو بیگانه ای از دوردست خاکی
که به خیالش مانده از راه دراز
خاطرات چندشناکی
کز او همه دارایی ربوده رهزنان
و بسیار زخم ها مانده بر دست و پایش
و اکنون زخم هایش چرکین
و بر سینه جای زخمی ست زان تیغ برنده ترین زهرآگین
در گلویش بغضی خفه کردست او را
و نگاهش خیره مانده سوی آسمان
تا که شاید بشنید جوابی هر چند کوتاه و حقیر
از بارگه اورامزدا
او که گویا بسیار زخم های درونش را
نتوان گفت کس پاسخ
هست شب
و در من بیش از همه چیز
بیمی مانده و وجودم را چون خوره می خورد و می شکند
بیم خاموشی در ظلمت شب
و در میان این خاک متعفن و غریب
و در لا به لای مردمانی همه نفرت بار و تاریک پرست
تا که شاید بگیرند ز شب
خرده نانی چو نصیب
«هست شب، یک شب دم کرده و خاک
رنگ رخ باخته است...»
هست شب



که در او هر دم بیم فرو ریختن است
و در دل من نیز چون شب بیمی ست
بیم ماندن و در شب مردن
و در میان جوکیان خرد شدن
همچو بیگانه ای از دوردست خاکی
که به خیالش مانده از راه دراز
خاطرات چندشناکی
کز او همه دارایی ربوده رهزنان
و بسیار زخم ها مانده بر دست و پایش
و اکنون زخم هایش چرکین
و بر سینه جای زخمی ست زان تیغ برنده ترین زهرآگین
در گلویش بغضی خفه کردست او را
و نگاهش خیره مانده سوی آسمان
تا که شاید بشنید جوابی هر چند کوتاه و حقیر
از بارگه اورامزدا
او که گویا بسیار زخم های درونش را
نتوان گفت کس پاسخ
هست شب
و در من بیش از همه چیز
بیمی مانده و وجودم را چون خوره می خورد و می شکند
بیم خاموشی در ظلمت شب
و در میان این خاک متعفن و غریب
و در لا به لای مردمانی همه نفرت بار و تاریک پرست
تا که شاید بگیرند ز شب
خرده نانی چو نصیب
«هست شب، یک شب دم کرده و خاک
رنگ رخ باخته است...»